عکس شاخص درباره ی هنر والدگری

درباره ی هنر والدگری | هیجان مدار

درباره ی هنر والدگری

عکس شاخص درباره ی هنر والدگری

درگیر شدن در یک رابطه عاطفی نزدیک از همان بدو تولد به صورت غریزی در انسان نهادینه شده است و وصل بودن به والد بقای کودک را ضمانت می‌کند. اما کیفیت این رابطه عاطفی همیشه یکسان باقی نمی‌ماند و با بالا رفتن سن کودک ممکن است بر اثر اشتباهات والدین این رابطه قطع و وصل شود.

در حقیقت زیر بنای سلامت روان یک انسان بستگی به نوع رابطه‌ی عاطفی که در دوران اولیه کودکی خود با والدینش داشته است، دارد. والدین آگاه و آموزش دیده با رفتارهای درست خود برای کودک خود سرمایه گذاری روانی می‌کنند و بعداً در برخورد با مشکلات زندگی انسان‌ها از همین اندوخته‌های روانی‌شان برای مقابله استفاده می‌کنند. البته که ما به عنوان والد همیشه به فرزندانمان وصل می‌باشیم و آنها را دوست داریم و عشق می‌ورزیم. اما مسئله این است که آیا کودک من از نظر عاطفی به من اتصال دارد؟

ما والدین امروزی همه چیز خود را صرف فرزندانمان می‌کنیم الا وقتمان را!

در واقع این همان چیزی که کودکان به آن محتاج هستند. گذراندن وقت با کیفیت بستگی به والد دارد. در این مقاله ما سعی داریم که به این موضوع به صورت اختصاصی بپردازیم که چگونه کودکم را متوجه کنم که من دوستش دارم و چگونه بدانم که کودکم نیز مرا دوست دارد؟ همانطور که در بالا ذکر شد یکی از مهمترین مسائلی که در اینجا باید به آن اشاره کرد گذراندن وقت با کیفیت با کودک است.

برخی والدین گمان می‌کند صرف بودن با کودک وقت گذاشتن برای اوست و یا برخی از مادران شاغل همیشه احساس گناه دارند که چون سرکار می‌روند و کودکانشان را زیاد نمی‌بینند کودکشان آسیب روانی می‌بیند. در واقع یک والد خانوار بودن یا شاغل بودن هیچکدام به معنای والد خوب یا بد بودن نیست. کودک زمانی این احساس را دارد که «والدم برای من ارزش قائل است و من را دوست دارد پس برایم وقت می‌گذارد»، که یک زمان اختصاصی و دو نفره را با والد خود تجربه کند که در آن با والد تعامل مثبت داشته باشد. مثلاً مادر کودک با هم یک وسیله درست کنند و یا باهم بازی یا نقاشی کنند یا یک کاردستی درست کند.

این خیلی مهم است که این وقت اختصاصی باید دو نفره باشد و این معنایش این نیست که اگر ما یک بازی خانوادگی داشته باشیم برای کودک اهمیت ندارد. در بازی والد و کودک باید کودک در بازی رئیس باشد و تمام مقررات و نحوه‌ی بازی را کودک تعیین کند و تنها مدت زمان بازی و مکان بازی را والد تعیین می‌کند. از طرف دیگر مهارت گفتگو و گوش دادن فعال هم یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی مؤثر والدین با کودک است که والد فعالانه به کودک گوش دهد و با او وارد گفتگو شود. مهارت دیگری که باعث می‌شود کودک ما بداند برای ما مهم و ارزشمند است، همدلی کردن با کودک است.

در واقع ما وقتی که با کسی همدلی می‌کنیم پیامی که به او می‌دهیم این است که احساس تو و خود تو برای من ارزشمند است پس به احساسات کودک اعتبار بدهیم و اینها همان جایی است که احساس ارزشمندی که یکی از مهمترین پایه‌های عزت نفس در انسان است شکل می‌گیرد.

چگونه متوجه شویم که کودکمان رابطه‌اش مخدوش شده است؟

معمولاً رفتارهای مانند بهانه‌گیری‌های بی دلیل و غر زدن‌های مکرر یکی از مهمترین سرنخ‌هایی است که ما را آگاه می‌کند. کودک چون نتوانسته است از والدین توجه کافی را بگیرد دست به رفتارهای آزار دهنده‌ای مانند گریه‌های بی علت با بهانه تراشی می‌کند.

واکنش دیگر کودکان معمولاً لجبازی و نافرمانی است. در واقع ما به والدین میگویم که کودک از کسی فرمان برداری دارد که او را دوست داشته باشد. اگر به عنوان یک والد متوجه شده‌اید که کودکتان جدیداً با شما خیلی بحث می‌کند و به قوانین که برایش می‌گذارید احترام نمی‌گذارد و به اصطلاح لجبازی می‌کند این سرنخ دقیقاً ما را به همان دلبستگی بین والد و کودک راهنمایی می‌کند.

و گاهی در بعضی از کودکان دیگر این واکنش‌ها به صورت خشم و پرخاشگری دیده می‌شود اگر ما روزانه حداقل یک ساعت برای کودکمان وقت با کیفیت و تعامل مثبت را طراحی کنیم قطعاً خواهیم دید که خیلی از مشکلات رفتاری کودک کمَ خواهد شد.

سارا سوری روانشناس    منتشر شده در سایت خبرگزاری مهر

مقالات سایت رویکرد هیجان مدار ایرانیان